Sunday, September 4, 2011

DREAM TOWERS-10: SINGING MAD WITH MAD RUMI

SINGING MAD WITH MAD RUMI
Lover handed me a broom
She told me to sweep dust of the sea
That broom burnt in fire
She told me to make again a broom out of fire
داد جارویی به دستم آن نگار 
گفت کز دریا برانگیزان غبا ر 
باز آن جارو ب  از آتش بسوخت
 گفت کز آتش تو جاروبی برار 
این را با دیوانه ی رومی می خواندم   شاعر مهاجر ما 
وآن که رباعی می گفت
کمی به پیشانی ش می ریخت 
کمی به پشیمانی
 می گریخت 

وخواهران فلکی
به امشب پیدا 
راه کهکشان را
باماواگزاردند 

No comments:

Post a Comment