وهراس راه
به راهم می برد
همراه آتش و
غبار
وراه از هراس راه می رهد
.
مرگ سفری ست به آتش وغبار
مرگ سفری ست به آتش و غبا ر
.
سوهای مکررتو
درآسوده گی های بی سو
وشدآمدسو های بی سو
این سوی تشنه گی چشمان بیشه
زیستن در مرگ خاکستری
به باران پشت پنجره
درنفس ها و
تپش
وبیشه باران مرگ زیستن
با گلوی تشنه ی اطلسی
درمنقارپرسش پرنده
سرشار خواستن
سرشارمنقار

No comments:
Post a Comment