مرثیه ی همیشه ی ما
رویاروی رویاهامان
به چشمان رویا
.
از آغاز باید آسود
از آغازآسودن پلک
پا ی پله های مرثیه یی
خاموش
REQUIEM AETERNAM
O REVERIES
پشت به گذشته ام و گذشته ام گاهی که با تو بوده ام
و توهمواره در واهمه ها همه واحه بوده یی
گاهی که می گذشته یی وگذشته بوده یی
تا به غبارگردانی ی روزان
وباد
آینه ی نبوده گی باتودرمتن های تومی زید
ومتن های تو
فرای نبوده گی
اکنون مرثیه ی همیشه ی ما
آه ای همه ی رویاها !
با جهان به رویایم و جهان به رویایم واژه می شود
آتش بی قرارآفتاب
برتنان فاجعه
حجم مفروز مفاجات
ختم مردد حرف
خام خاموش
ختم نوشتا
تا
ورید مورب
شکستن بال و بندوپی
سوختن تابستان
بساک بارور برج
بر بالای غبار
غباراغیار
فارتنها
خیره می ماند
وقتی زمین قصد رقصیدن دارد
دردرای آتش وغبار
رایت واژه های رویایم
این را برپیشانی ی همه ی شعرهایم نوشتم

No comments:
Post a Comment