۱.پیش ازرو یا،پیش از صلای واژه به رویا
بجهان به رویایم
وجهان به رویایم
واژه می شود
مرگ سفری ساده است به آتش و غبار
بر آینه ی آب وعلف
وتن به خاکباد سوختن
باروی زلالی
به رویای بی پایان جهان
.
با جهان به رویایم
وجهان
به رویایم
واژه
می شود
.
وجهان
به رویا
واژه ی جهان می شود
وجان
درتمام تفاوت های
من باتو
تمام
تفاوت های
من وتو
.
در سفر به آتش وغبار
با توپل می شوم میان من وتن
ازمیان من و
تن
وبال می شویم و
بال می زنیم
وقتی گذشته ایم
ومی گذشته ایم وگذشته بوده ایم
ازگذار خاکستروسبز
درتاقدیس باغ
در تاقدیس باغ تاغ ها بی تاب می سوزند
وتاقدیس
طاق های
بی طاقت
درآتش
می رقصد

No comments:
Post a Comment