Sunday, September 4, 2011

DREAM TOWERS-9: IT WAS A FLIGHT IN VAIN

بی هوده پروازی بود

می توان کمی گسست و دوباره در پاهای ساکت پرواز
مثل پیش از پرواز
نشست

و پرواز بی هوده یی بود
وهستی ی تورا ربوده بود
و مرگ که دیگر نیست
ویادگا ر پیچک  ودار

خیال جنگ نبودو آتش و
غبا ر 
توخواب ابی ی آسمان بودی 
و پیچکی 
بردار
خاموش
می رقصید 

گفته بودم که درشدامدباد متورم شدم 
وبیش تر بودم 
بیش ترازتمنای بی پروای تو 
وپیشاپیش پروانه گی ت 
د ار
بی
پیچک 
داشت می رقصید

رویاروراروییدم رویای پای پلک هایم داشت پراکنده می آمد 

و عطر ناگفتنی ی تو دربامدادسپتامبر 
.
پدیدوناپیدا
غبار
قصه ی غبار غمباری بود
ویک پرنده 
درمیان دو اقیانوس 
وآبشار بلند خواهران فلکی 
برصورت ستاره می پاشید 
پهلو بگشای که خانه کنم خاموش
وپنهان آشکارای توباشم 
به شره ی خون 

وخواهران پدید وناپدید  فلکی
غباری 
وغمباری 

No comments:

Post a Comment