۳
رویای پس از رویای آتش و غبار:
-ازدرد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچست
-رومی
به رویای سفر
رویای حادثه بود
وقتی به موج راه می سپرم
تا خواب های تو
وخواب های تو
به رویای آتش وغبار
تعبیری تازه می شود
همهمه ی هیچ بود که در خاطره یی اتفاقی درهم ریخته بود
ETERNAL REST GRANT
UNTO THEM
ON AN ETERNAL TOUR
OF SKY
و مردمان کوچه وخیابان می خوانند
حالا که حادثه تا منتهای نشستن وبودن می پاید
ماتا کجای جامه ات آویختیم
تاکه باتو بامدادی شدیم
وماه ومه پنهان بود
ازپهلویی
به پهلویی
آرام
وشادبوده گی ی باد به رویای فرابوده گی ست
در بی آرامی
آسوده بیارامید آه ای رویاها
وحالامتن های حادثه می پایید
دفتر تمام شده بود
از پهلویی به پهلویی غلتیدی
و آبی شدی
وگفتی که دفتر تمام شده بود

No comments:
Post a Comment